وقتی انفجار،شور عید را به وحشت تبدیل کرد

در آخرین روز سال و در اوج تکاپوی مردم برای استقبال از نوروز، انفجاری مهیب در سمنان، شور خریدهای عید را به وحشت و آشفتگی تبدیل کرد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، روز آخر سال بود؛ خیابانها حالوهوای عید داشتند و مردم در تکاپوی خریدهای نوروزی بودند. مغازهها شلوغ بود، میوهها و خریدهای شب عید دستبهدست میشد و همه خودشان را برای آغاز سالی تازه آماده میکردند. در یکی از مغازههای میوهفروشی سمنان هم مثل هر سال، شلوغی روزهای پایانی اسفند جریان داشت؛ تا اینکه ناگهان صدایی مهیب، همهچیز را به هم ریخت.
رضا، مغازهداری که آن روز در محل کارش حضور داشت، هنوز صدای انفجار و لحظههای پس از آن را به یاد دارد. او بیرون مغازه مشغول تمیزکردن سیبزمینی و پیاز بود و برادرش داخل مغازه، کنار یخچال ایستاده بود. مشتریها برای خریدهای عید رفتوآمد میکردند که ناگهان صدایی سهمگین به گوش رسید؛ صدایی که به گفته او، آنقدر شدید بود که همه برای لحظهای به سمت صدا برگشتند و بعد، ترس جای همهچیز را گرفت.
رضا میگوید: «همین که صدا را شنیدیم، دیدیم مشتریها برگشتند و شروع کردند به فرار. بعضیها همانجا روی زمین نشستند و سرشان را گرفتند، بعضیها هم خریدهایشان را رها کردند و از مغازه بیرون رفتند. همه ترسیده بودند و نمیدانستند چه اتفاقی افتاده است.»
اما ماجرا به همان صدای مهیب ختم نشد. لحظاتی بعد، آنسوی خیابان دود غلیظی بالا رفت و مردم فهمیدند حادثه در محدوده ساختمان سپاه رخ داده است. خیابان بهسرعت تغییر چهره داد؛ رفتوآمد خودروها مختل شد، آمبولانسها از راه رسیدند و مسیرهای اطراف بسته شد. جایی که تا چند دقیقه پیش محل خریدوفروش و رفتوآمد عادی مردم بود، به صحنهای آشفته و هراسآور تبدیل شد.
رضا از شدت انفجار و آثار آن بر اطراف مغازه میگوید؛ از تکهای فلزی که پس از حادثه در نزدیکی محل کارش افتاده بود و از شدت ضربه، حتی بخشهایی از کاشیهای اطراف نیز آسیب دیده بود. به گفته او، شدت صدا و ضربه بهگونهای بود که مردم برای مدتی نمیتوانستند بهدرستی درک کنند چه اتفاقی افتاده است.
آن روز، روز آخر سال بود؛ روزی که خانوادهها در خانههایشان مشغول آمادهشدن برای نوروز بودند و کودکان در کوچهها و محلههای اطراف بازی میکردند. رضا میگوید در این محدوده، بهدلیل وجود ساختمانهای مسکونی و رفتوآمد خانوادهها، معمولاً بچهها در کوچه فوتبال بازی میکردند و دوچرخهسواری میکردند؛ اما خوشبختانه در لحظه حادثه، کودکان در محل حضور نداشتند.
او با تأکید بر همین موضوع میگوید: «خدا رحم کرد. اینجا همیشه بچهها بازی میکنند؛ فوتبال بازی میکنند و دوچرخهسواری. اگر آن روز بچهها در کوچه بودند، معلوم نبود چه اتفاقی میافتاد. خدا را شکر که به کسی آسیبی نرسید.»
با این حال، دوروبر محل حادثه بیخسارت نماند. بسیاری از خانههای اطراف، بهویژه ساختمانهای نزدیکتر، از موج انفجار و پرتاب قطعات آسیب دیدند. شیشههای پنجرهها شکست، درها و بالکنها خسارت دیدند و در برخی خانهها قاب عکسها و وسایل داخل ساختمان بر اثر شدت ضربه سقوط کردند یا شکستند. برخی ساکنان پس از حادثه به رضا گفته بودند که شیشههای خانهشان یکباره فرو ریخته و مجبور شدهاند تکههای شکسته را جمع کنند.
خودروهای اطراف نیز از آسیب در امان نماندند. رضا از کامیونی یاد میکند که یکی از مشتریانش راننده آن بود؛ به گفته او، قطعهای فلزی به چرخ خودرو برخورد کرده و از آن عبور کرده بود. برخی خودروهای دیگر، از جمله تعدادی پراید، نیز آسیب دیده بودند. تصویر خسارتها برای کسانی که تا پیش از آن مشغول خرید عید بودند، باورکردنی نبود.
مغازه رضا هم از حادثه بینصیب نماند و بخشی از کاشیهای آن آسیب دید؛ هرچند او میگوید خسارت زیادی به مغازه وارد نشد و پیگیری آن را در اولویت قرار ندادند. برای او و بسیاری از کسبه، مهمتر از خسارت مالی، سالمماندن مردم بود. مشتریهایی که لحظاتی پیش در حال انتخاب میوه و خرید شب عید بودند، حالا با ترس از محل دور میشدند؛ بعضی خریدهایشان را رها کرده بودند و بعضی دیگر، با وجود شلوغی و آشفتگی، تلاش میکردند خودشان را به جای امنی برسانند.
به گفته رضا، محل حادثه تا یکی دو ساعت همچنان شلوغ بود، اما دیگر خبری از شور و هیجان خریدهای نوروزی نبود. حالوهوای عید جای خود را به نگرانی و بهت داده بود. مردم درباره خسارت خانهها و خودروهایشان صحبت میکردند و بعضی از ساکنان نیز از میزان کمکهای دریافتی برای تعمیر شیشهها و بخشهای آسیبدیده خانههایشان گلایه داشتند.
رضا میگوید در آن محدوده، کسی از اهالی محل جانش را از دست نداد و همین را باید لطف خدا دانست؛ بهویژه با توجه به اینکه محل حادثه در میان ساختمانهای مسکونی و کوچههایی قرار داشت که معمولاً محل بازی کودکان و رفتوآمد خانوادههاست.
روز آخر سال، قرار بود روز خداحافظی با سالی کهنه و استقبال از سالی تازه باشد؛ روزی پر از خرید، رفتوآمد و امید به شروعی دوباره. اما صدای انفجار، در چند لحظه چهره محله را تغییر داد. خریدهای نیمهتمام، مغازههای آشفته، شیشههای شکسته و خودروهای آسیبدیده، تصویری متفاوت از آخرین روز سال در ذهن مردم باقی گذاشت؛ روزی که بسیاری از آنها بهجای مرور برنامههای نوروزی، هنوز صدای مهیب انفجار و لحظههای هراس پس از آن را به یاد میآورند.
انتهای خبر/
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0